تبليغاتX
گل امید

ديگران شايد بتوانند راه تورا سد كنند، اما اين تنها تو هستي كه ميتواني خودت را براي هميشه متوقف كني!

زيگ زيگلار

|لينك| نوشته شده در جمعه 29 دی1385ساعت 22:4 توسط وحید


زندگي مثل يه فيلم ميمونه، منتها فرقش با فيلم اينه كه ديگه نميشه سانسورش كرد! ولي خوب بود كه اگه گاهي ميشد زندگي رو سانسور كنيم. يا تند ببريمش جلو، البته عقب بردنش فكر نكنم خيلي خوشايند باشه.

شايد هم سهراب راست گفته كه زندگي رو بايد گاز زد، فقط يادش رفته كه بگه ممكنه اون سيبه كرمو باشه!

ولي در مجموع زندگي رو هر طور كه بگيري برات ميگذره، پس سعي كن سيب كرمو پرورش ندي!

زندگي زيباست،

آنقدر زيباست اين بي‌بازگشت

كه از برايش ميتوان از جان گذشت.

|لينك| نوشته شده در پنجشنبه 28 دی1385ساعت 22:54 توسط وحید |


درود

هفته پيش شعبه جديد افتتاح شد و مدتيه كه دارم با همكاراي جديد كار ميكنم. (دوتا خانم و يه آقا). از همكاراي جديد بگم كه به شدت لوس و خاله زنك تشريف دارن. خدا بمن بدبخت رحم كنه چطوري ميخوام با اينا سر كنم. مثلا صبحها كه ميخوام پولا رو تقسيم كنم و موجودي صندوق هر كدومو مشخص كنم خيلي جالبه كه فكر ميكنند اومدن فروشگاه خريد لباس، ميگن من اين دسته پولو نميخوام اونو ميخوام يا پونصدي نميخوام هزاري ميخوام و از اين حرفا. نميدونم اينا كي ميخوان بزرگ بشن.

شعبه قبلي كه بودم خيلي همكاراي خوبي داشتم،‌خيلي با كلاس و فهميده بودند. خيلي هم با شعور بودند. كاش ميشد دوباره برگردم اونجا.

بعد از عيد حتما درخواست انتقالي ميدم. اگه موافقت كردند كه ميرم تهران، اگر هم قبول نكردند با اصرار ميرم شعبه قبلي.

ديگه اينم از گزارش هفتگي.

و در آخر:

يك مدتي اركان بدي، يك مدتي حيوان بدي

يك مدتي چون جان شدي، جانانه شو جانانه شو

اي ناطقه بر بام و در تا كي روي در خانه پر

                        نطق زبانرا تــرك كــن بي‌چـــانه شو بي‌چـــانه شو

|لينك| نوشته شده در دوشنبه 25 دی1385ساعت 21:37 توسط وحید |


براي ديدن به دنيا آمده‌ايم اما گاهي قبل از ديدن بايد چشمها را بشوييم. اما نفهميدم چرا براي ديدن بعضي چيزها چشمها را بايد شست و براي ديدن بعضي چيزا نيازي نيست؟!

شايد بهتر باشد بعضي چيزها را به بعضي زمانها تغيير نام داد! گاهي زنگاري بر ديده قرار ميگيرد كه شفافيت بدو تولد را از بين ميبرد.

 

******

امروز گادو ديدم، باهاش صحبت كردم، همون تعارفهاي هميشگي البته با كمي حس علاقه قلبيه بيشترتر. در ضمن به همه سلام رسوند.

|لينك| نوشته شده در پنجشنبه 21 دی1385ساعت 22:50 توسط وحید |


در ارتباطاتتان سطح انتظارات خود را از ديگران هميشه با وضوح كامل بيان كنيد، سوتفاهمها از عدم آگاهي نشات مي‌گيرد!

 

*******

در مورد پست قبل با نظر ريني هم موافقم و شايد به نظر آرماني‌تر بياد:

«تطابق فهم و احترام به سلايق مختلف!»

اما به ياد داشته باشيد لحظات آرماني كمتر در دنياي واقعي بوجود مي‌آيد. زيرا لحظات آرماني، افراد آرماني مي‌طلبد.

|لينك| نوشته شده در دوشنبه 18 دی1385ساعت 15:9 توسط وحید |


بهترين زمان براي دوست داشتن وقتي است كه خواستني عميق وجود داشته باشد و بهترين زماني كه خواستن عميق بوجود مي‌آيد، لحظه‌ي تطابق سليقه‌هاست!!!

|لينك| نوشته شده در پنجشنبه 14 دی1385ساعت 19:45 توسط وحید |


كودك ذهن خود را پرورش بدهيم تا ما را دچار بازيهاي كودكانه خود نكند!

 

******

راستي شعبه جديد هفته‌ي ديگه افتتاح ميشه و منم به اونجا منتقل ميشم.

|لينك| نوشته شده در چهارشنبه 13 دی1385ساعت 21:39 توسط وحید |


سال 2007 ميلادي مبارك! اميدوارم كه امسال سالي پر از صلح و آرامش براي همه مردم جهان باشه و سالي همراه با پيشرفت بيشتر و روزهاي روشنتر رو دركنار همنوعان خود در پيش رو داشته باشيم.

 

دوش ميامــــد و رخســاره برافروختــــه بود     باز كجــــا دل غمــزده‌اي سوختــــه بود

رسم عاشق كشي و شيوه شهر آشوبي     جامه‌اي بود كه بر قامت وي دوخته بود

 

new year 2007 

|لينك| نوشته شده در دوشنبه 11 دی1385ساعت 21:41 توسط وحید |


دنبال سرنخ ميگردي؟ سرنخاي زيادي وجود داره ولي بايد سرنخ درستو پيدا كرد. گاهي مواقع ما به اولين سرنخي كه تو زندگيمون ميرسيم، فكر ميكنيم كه سرنخ مقصود همونه! در صورتيكه بعد از مدتها كه اون سرنخو دنبال كرديم به اين نتيجه ميرسيم كه سرنخ هدف ما اون نبوده و اونجاست كه بازگشت به عقب خيلي گرون تموم ميشه. شايد پيدا كردن سرنخ اصلي كمي سخت باشه ولي غير ممكن نيست. غيرممكن هيچوقت وجود نداره. پيدا كردن سرنخ مقصود فقط كمي چاشني درايت، دورانديشي، عقل و از همه مهمتر استفاده از تجارب خود و ديگران، نياز داره.

خوب دقت كنيد اين چهار تا كلمه فقط چهار كلمه عادي نيست! در پس پردش رازهاي موفقيت نهفته‌ست.

و اينو هم به ياد داشته باشيم كه دنبال كردن اولين سرنخ سرنوشت اوليه مارو رقم ميزنه و بازگشت دوباره غيرممكن نيست ولي خيلي گرون و سخته!

|لينك| نوشته شده در یکشنبه 10 دی1385ساعت 11:32 توسط وحید |


از قديم گفتن دل به دل راه داره ولي آيا واقعا راه داره؟

شايد خيلي وقتا راه داشته باشه شايد خيلي وقتتا هم راه نداشته باشه. ولي به نظر من مهم اين نيست كه دل به دل راه داشته باشه. مهم اينه كه دل به دل نزديك باشه! چون در صورتي دل به دل راه پيدا ميكنه كه بهم نزديك باشند.

پس سعي كنيم اول دلهامونو بهم نزديك كنيم نه اينكه تو فكر راه داشتن يا نداشتنش باشيم.

|لينك| نوشته شده در جمعه 8 دی1385ساعت 10:53 توسط وحید |


ياد يكي از حرفهاي بزرگان افتادم كه گفته بود: خودتو زياد تحت فشار قرار نده چون بهترين اتفاقا زماني ميفته كه اصلا انتظارشو نداري.

نميدونم به چه دليل اين حرف در دنياي واقعي عجيب درسته! خيلي تجربه كردم.

پس هيچوقت بيش از حد بخودت فشار نيار. البته يه كم فشار خوبه ولي بيش از حد نه!

|لينك| نوشته شده در جمعه 1 دی1385ساعت 18:45 توسط وحید |